روستاي برج بموني آقا


پروفايل سينا (نويسنده مطالب)

روستاي برج بموني آقا با جمعيتي حدود 230 نفر در 15 كيلومتري جنوب شهرستان بهبهان در كنار رودخانه خيرآباد واقع شده است. ساكنان اين روستا عموما به كشاورزي مشغولند و عده ي كثيري از اهالي كه تحصيل كرده مي باشند، بدليل موقعيت كاري خود در شهر هايي نظير بهبهان، اهواز و ديگر شهرستانها ساكن مي باشند.

مدرسه روستا

روستا داري يك مدرسه كوچك 2 كلاسه ميباشد كه دانش آموزان ميتوانند تا كلاس پنجم ابتدايي را در آن بگذرانند. به نسبت جمعيت روستا، از اين مدرسه كوچك تاكنون دانش آموزان زيادي به دانشگاههای سراسر کشور ورود كرده اند و معلمان، كارشناسان و مهندسان مجرب زيادي را به بدنه فعال و كارآمد جامعه تحويل داده است.

كشاورزي روستا

كشاورزان برج بموني آقا هر ساله در 2 نوبت - تابستانه و پاييزه، محصولاتي از قبيل گوجه، خيار، كنجد، خربزه، ذرت، گندم و جو را به شيوه سنتي كشت مي كردند. اين شيوه بسيار خسته كننده، پرهزينه و كم درآمد بود و همچنين با هر كشت، قدرت و حاصلخيزي زمين كمتر و كمتر ميشد تا اينكه در سال 1388 تيمي از كشاورزان روستا با ثبت شيوه اي از كاشت و آبياري محصول به نام خود، تحولي در اين صنعت ايجاد كردند. آبياري آسان و كم مصرف، تزريق كود با هزينه زماني بسيار كمتر و موثرتر، سمپاشي راحت، از بين بردن علف هاي هرز با سرعتي بيشتر و حتي برداشت پرثمر محصول از مزاياي اين طرح ميباشد. از آن به بعد هندوانه به ليست محصولات كشاوري اين روستا اضافه شد و كشاورزان در شكل وسيعتري مشغول شدند و امروزه به برکت و همت مردم، روستای برج به یک قطب اقتصادی شهرستان بهبهان تبديل شده است.



داشت و برداشت ذرت - ارسالي جهانبخش
قره باغي



كاشت گندم پايير 1392  - ارسالي جهانبخش


زندگي در روستا

شيوه زندگي اهالي روستا با داشتن امكاناتي مانند برق ،آب ،تلفن و همچنين ورود كامپيوتر، گيرنده هاي مدرن، كالاهاي لوكس خانگي و وسايل نقليه، از آن حالت سنتي به شكلي مدرن و امروزي تغيير حالت داده است. بگونه اي كه بچه هاي روستا بجاي بازي هاي قديمي و سنتي مانند "گرگركا"،"كلي بلي"،"7سنگ" و ديگر بازي هاي پرتحرك به بازي هاي رايانه اي، اسكيت و غيره روي آورده اند.

با اين حال اهالي روستاي برج بموني آقا هنوز جشن ها و مراسمات خود را با اندكي تغيير به شكلي سنتي و در چهارچوب فرهنگ خود اجرا ميكنند. درصد فقیر نشین در این روستا صفر است. فرهنگ روستا اصیل و دارای ریشه دینی و اخلاقی است. اكثر مردم روستا با وجود اینکه در شهر بهبهان خانه دارند، روستا را براي سكونت انتخاب كرده اند و اين تنها به خاطر ارادت و وابستگي است كه به خاک خود دارند ولا غیر.

در روستاي ما از فرهنگ هاي غلط و نگاه هاي متفاوت بين پسران و دختران خبري نيست و آنها به يك اندازه مورد توجه و محبت خانواده قرار ميگيرند.

دختران همپاي پسران درس ميخوانند و به هر رشته و گرايشي كه براي ادامه تحصيل در دانشگاه تمايل نشان دهند از طرف خانواده حمايت ميشوند. بعداز فراغت از تحصيل ميتوانند در موسسات و شركت هاي دولتي و غير دولتي كار كنند.

گروهي از زنان پا به پاي مردان در مزارعه كار ميكنند و به خوبي ميتوانند از مراحل كاشت تا برداشت  محصولات را به تنهايي مديريت كنند.

آنان آزادن كه رنگ، نوع پوشش و مدل لباسشان را به سليقه خود انتخاب كنند. برخي زنان مسن تمايل به پوشيدن لباس سنتي "قرقري" دارند و البته زنان و دختران جوان، مدل هاي شيك و امروزي را بيشتر ترجيح مي دهند.

دختران در شبكه هاي اجتماعي مانند فيس بوك عضو ميشوند و همچنين از امكاناتي مانند ياهو و گوگل در ارتباطات خود استفاده ميكنند.

و از همه مهمتر اينكه در امر ازدواج دختران مختار به گفتگو با خواستگار خود ميباشند و در اين مسير خانواده صرفا به عنوان يك حامي و مشاور عمل ميكند و تصميم گيري نهايي بر عهده خودشان ميباشد.




پوشش محلي زنان روستا در مجالس عروسي

مشهدي محمد نصيري نسب متولد 1320 از روستاي برج بموني آقا

مردي كه از كوچيك تا بزرگ و از روستاهاي دور و نزديك، همه او را با شكارهايش ميشناسند. مشهدي محمد معروف به "مَشي محمد" ، تيراندازي بسيار باتجربه و دقيق ميباشد و براي هر شكار خود، از ماهي گرفته تا پرنده ، ترفندها و تكنيك هاي خاص خود را دارد.

مَشي محمد دو چيز را هميشه همراه خود دارد. اول تفنگش و بعد سيگارش. وي گاهي ساعت ها باحوصله در كمين شكار خود مينشيند و در تمام طول اين مدت سيگارش هرگز خاموش نميشود. اگر بعداز شكار به كمينگاهش برويد بدون شك از تعداد ته سيگارهايي كه آنجا پيدا ميكنيد شكه ميشويد.

لازم به ذكر است كه او سالهاست مجوز هاي لازم براي شكار و حمل تفنگش را دارد.

آقاي نصيري نسب علاوه بر شكار، در كشاوزي هم مردي به تمام معنا سختكوش و زحمتكش ميباشد.

رضاخون آقا زارعي از اهالي مهربان روستاي برج بموني آقا بود كه حافظه اي قوي و بياني بسيار شيرين داشت. بيشتر اوقات عده اي از جوانان روستا كنار رضاخون آقا، بر روي سكوي جلوي خانه اش جمع ميشدند و او برايشان از گذشته و روايت هايي كه ديده و يا شنيده بود نقل ميكرد.او لابه لاي صحبت هايش شعرهاي زيبايي از حافظ و مولوي ميگفت كه شيريني كلامش را دوچندان ميكرد.

رضاخون هميشه غذا هاي محلي مصرف ميكرد و تا پايان عمرش سرحال بود. وي به باغباني و درختكاري بسيار علاقه داشت. عكس زير در سن 98 سالگي و در منزل شخصي ايشان گرفته شده است. سرانجام وي در سن 99 سالگي در سال 1376 درگذشت و در قبرستان روستا بخاك سپرده شد و بر سر مزارش چنين نوشتند:

پدرجان ياد آن شب ها كه ما را شمع جان بودي

ميان نااميدي ها اميد جاودان بود

برايت زندگاني گرچه يكسر رنج و سختي بود

بنازم همتت بابا كه تا بودي صبور و مهربان بودي

حدود 200 سال پيش، حاج بموني آقاي بزرگ كه از بزرگان طايفه آقاجري بود، قلعه اي زيبا و محكمي را در 15 كيلومتري جنوب شرقي شهرستان بهبهان، بالاي تپه اي بلند و مشرف به رودخانه براي سكونت خود بنا كرد.

(ايل بزرگ و متمدن آقاجري داراي 14 زير مجموعه مي باشد كه از شمال غرب كشور به منطقه ي خوزستان مهاجرت و در بهبهان، آقاجري و هفتگل سكنا گزيدند)

اين قلعه داراي 2 بخش اصلي شمالي و جنوبي مي باشد. طبقه دوم ضلع جنوبي قلعه كه مشرف به رودخانه و معروف به " خان نشين " بود، اتاق مخصوص حاجي و مهمانان ويژه و اتاق هاي طبقه همكف متعلق به زن، دختران و پسران حاجي و همچنين خدمتكاران و ساختمان شمالي محل نگهداري اسب و علوفه بود.

قلعه از سه طرف مشرف به پرتگاه و تنها راه "بار رو"ي قلعه از پشت بود كه با دریچه هايي به نام "تيركش" كه در طبقه دوم ساختمان طراحي شده، در مواقع ضروري توسط "تفنگچي ها" حراست ميشد.

روستاي داراي يك مسجد قديمي است كه توسط حاج بموني، زماني كه از مكه بازگشت بنا شد و همچنين يك آسياب آبي كه حاجي از طايفه اي كه قصد ترك منطقه را داشتند خريد و آنرا مرمت كرد.

با امتياز داشتن اين آسياب، روستاييان زيادي از فاصله هاي دور و نزديك براي آسياب گندم و جوي خود به اين روستا مي آمدند. آب اين آسياب از مسيري حدود 2 كيلومتر بالاتر، از درون قنات هايي كه با دست اهالي روستا زده شده بود، زير نخل ها و از كنار مسجد ميگذشت و نهايتا وارد آسياب ميشد و سنگ هاي اسياب را به حركت در مي آورد...و اين چرخه، چشم انداز بسيار زيبايي را درست كرده بود.

و همچنان سال ها بعداز فوت حاجي بموني، چرخ هاي اين آسياب چرخيدند و چرخيدند تا وقتي كه ديگر آسياب آبي از رونق افتاد و ساختمانش بدليل عدم مراقبت كم كم تخريب شد.

بعداز حاجي بموني، برادران و نوادگانش در اين برج زندگي كردند كه آخرين آنها بموني آقا بود. بموني آقا فرزند برات آقا و نوه "حاج بموني آقاي بزرگ" بود.

......

هيچ جا "خاك" من نمي شود